ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 76

معجم البلدان ( فارسى )

هنائى : ياقوت در چ ع 2 : 530 و 4 : 608 ، از كتاب « منضّد » تأليف او كه به خامهء خودش ديده است نقل مىكند . زركلى در ج 1 ص 373 كسى را بنام اهيف پسر حمحام هنائى ( م 280 ) كه يكى از سرداران خوارج اباضى عمان است به نقل از كتاب « تحفة الاعيان فى سيرة اهل عمان » ج 1 ص 201 مىآورد ، ليكن كتابى به دو نسبت نداده است . هوازنى : ياقوت در چ ع 3 ص 767 س 13 معنى واژهء « غابه » را از اين مرد نقل مىنمايد . اين نام در فهرست وستنفلد نيز ديده نمىشود . هوازن نام قبيله‌اى از تازيان بوده ، كه ياقوت بنا بر فهرست وستنفلد ( ج 6 ص 262 ) 22 جا از آنان ياد مىنمايد . هيثم : پسر عدى منبجى ( 114 - 207 ) گويا آرامى تبار عرب شده است . ياقوت بيش از ده جا دربارهء ريشه‌شناسى واژه‌ها از وى نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 ص 206 فارسى ص 188 ، پانوشت 7 . از « منبج » به كوفه آمده ، و در فم الصلح واسط كارمند حسن سهل سرخسى بوده است . و به تهمت بدگويى از عباس نياى خليفگان چندى در زندان بود ( زركلى 9 : 114 ) . يحيا پسر مبارك : نديم مهدى عباسى از منابع كار ياقوت است . ن . ك : يزيدى بومحمد و چ ع 1 ص 159 . يحيا بن معين : ( 158 - 233 ) بوزكريا بغدادى مولاى قبيلهء مرّه . پدرش مامور خراج رى بود ، و او در نقياى انبار زاده شد و در مدينه به ايام حجّ درگذشت . زندگينامه‌اش را زركلى از خلكان و تاريخ بغداد آورده است . ياقوت 25 جا از وى نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 ص 69 فارسى ص 64 پانوشت 2 . يزيدى : بو محمد يحيا پسر مبارك ( 138 - 202 ) پسر مغيره عدوى ولاء ، چون آموزگار فرزندان يزيد حميرى دائى مهدى و نديم خود مهدى بود ، به نسبت يزيدى شناخته شد . هارون رشيد او را به آموزگارى مأمون گمارد و چنان بود تا نديم او شد ، و با وى به مرو رفت و معتزلى شد و در آنجا درگذشت . چند كتاب دربارهء ادبيات عرب به وى نسبت داده‌اند ( معجما 20 : 30 ، زركلى 9 : 205 ) . او كه به معتزله گرايى متهم بود ديوان شعر فضل لهبى و شعر عمر ربيعه را گردآورى كرد . ياقوت بيش از 15 جا از وى ياد مىكند . وستنفلد يك بار او را در ج 6 ص 704 به عنوان ابو محمد يزيدى يحيا بن مبارك ، و بار ديگر بنام يزيدى ( در ص 774 ) با افزايش واژهء « ابراهيم » آورده است . ن . ك چ ع 1 ص 159 ، ترجمهء فارسى ص 148 پانوشت 5 . يعقوب هذبانى : پسر حسن از دوستان همروزگار و كرد ياقوت است كه 13 جا از وى دربارهء شهرهاى كردستان نقل دارد . ن . ك چ ع 1 ص 174 ، ترجمهء فارسى ص 161 و 162 پانوشت 5 و 1 . يقطينى ؛ على بن يقطين : از منابع است ، ليكن تنها يك جا نام او ياد شده است . ن . ك چ ع 1 : 681 ، فارسى 589 ، پانوشت 1 و على بن يقطين در همين